ابراهیم در آتش

  • Title: ابراهیم در آتش
  • Author: احمد شاملو
  • ISBN: 9646736963
  • Page: 379
  • Format: Paperback
  • 1379 62 9645575001

    • [PDF] ↠ Free Read ñ ابراهیم در آتش : by احمد شاملو ✓
      379 احمد شاملو
    • thumbnail Title: [PDF] ↠ Free Read ñ ابراهیم در آتش : by احمد شاملو ✓
      Posted by:احمد شاملو
      Published :2018-04-22T12:48:00+00:00

    One thought on “ابراهیم در آتش

    1. Ahmad Sharabiani

      Abraham in the Fire (1973), Ahmad Shamluتاریخ نخستین خوانش: ماه مارس سال 1974 میلادیعنوان: ابراهیم در آتش؛ احمد شاملو؛ تهران، کتاب زمان، چاپ سوم 1352، 56 صمرا تو، بی سببی نیستیبه راستی، صلت کدام قصیده ای، ای غزل؟ستاره بارانِ جواب کدام سلامی به آفتاباز دریچه ی تاریک؟کلام، از نگاه تو شکل میبنددخوشا ن [...]

    2. Kamrani Adnan

      مجالبی‌رحمانه اندک بود وواقعه سخت نامنتظر.از بهار حظِّ تماشایی نچشیدیم،که قفس باغ را پژمرده می‌کند.□از آفتاب و نفسچنان بریده خواهم شدکه لب از بوسه‌ی ناسیراب.برهنهبگو برهنه به خاکم کنندسراپا برهنهبدانگونه که عشق را نماز می‌بریم، ــکه بی‌شایبه‌ی حجابیبا خاکعاشقانه درآم [...]

    3. Mohsen Mohamadi

      تماميِ الفاظ جهان را در اختيار داشتيم و آن نگفتيم كه به كار آيدچرا كه تنها يك سخنيك سخن در ميانه نبود:_آزاديما نگفتيمتو تصويرش كن!

    4. Ali Frz

      آی عشق آی عشقچهره آبی‌ات پیدا نیستمن هم مانند نامجو آرزومندم که ای کاش این شعر سروده من بود!

    5. مرجان محمدی

      مرا تو بی سببی نیستی براستی صلت کدام قصیده ای ای غزل. To me,You are- the mere negation-of any need for reason.In truth,Tell me!Which epic verse, are you the golden prize-my only Ode to Love?Tell me!Which earnest greeting to Sun, from this obscure prison, are you the stardust response-my only Ode to Love?The Word is born from your gaze.And holy are your immaculate eyes. ( Translated by Maryam Dilmaghani)

    6. Miss Ravi

      شعرهای شاملو آن‌قدر جهان متفاوتی خلق می‌کنند که بعید می‌دانم دیگر بشود مثل آن‌ها را در کتاب شاعر دیگری پیدا کرد. جمله‌های‌اش آن‌قدر بکر و تازه‌اند که انگار از جایی ورای زمین و مادیات آمده‌اند.همین است که در نظر شاملو زندگی بی‌نقص می‌آید وقتی که می‌نویسد؛ فرصت كوتاه بود [...]

    7. Sara Alaee

      مرا توبی سببی.نیستیبه راستیصلت کدام قصیده ایای غزل؟ستاره باران جواب کدام سلامی به آفتاباز دریچه تاریک؟.کلام از نگاه تو شکل می بندد!خوشا نظر بازیا که تو آغاز می کنیپس پشت مردمکانت فریاد کدام زندانی ستکه آزادی رابه لبان بر آماسیدهگل سرخی پرتاب می کند؟ ــورنهاین ستاره بازیحاشا [...]

    8. Pooya Kiani

      عصیان. تقدس عاشق، و نه عشق و هر عشق. تقدس مخلوق، و نه خالق. تقدم مخلوق بر هویت خالق. برتری سوختن بر گرم زندگی کردن. برتری مردن نسبت به زندگانی ننگ‌وار و قفس‌وار. امید، نه امید مالیخولیایی، نه امید آسمانی، که امید به «امیدواری آموختن». این‌ها و غیر این‌ها، همه‌چیز و همه آرزویی، [...]

    9. Atena

      مجال بی رحمانه اندک بود وواقعهسختنامنتظر.از بهار حظّ تماشایی نچشیدم.که قفسباغ را پژمرده می‌کند.از آفتاب و نفسچنان بریده خواهم‌شدکه لب از بوسه تا سیراببرهنهبگو برهنه به خاکم کنندسراپابرهنهبدان گونه که عشق را نمازمیبریم.که بی شایبه حجابیبا خاک عاشقانهدر آمیختن میخواهم.

    10. Reza Mousavi

      با این کتاب خاطره زیاد دارم. همین خاطره‌ها باعث شده‌اند که ابراهیم در آتش برایم بسیار دوست داشتنی باشد. همین طور هیچ وقت فیلم هامون را، آن جایی که شکیبایی می‌گوید به راستی صلت کدام قصیده‌ای ای غزل، فراموش نمی‌کنم؛ مخصوصاً آن طور که او غزل را ادا کرد بی‌نظیر بود.شعر شاملو غی [...]

    11. Sarah Karimia

      همه لرزش دست و دلماز آن بودکه عشق پناهی گرددپروازی نه، گریز گاهی گرددآی عشق آی عشقچهره آبی‌ات پیدا نیست.و خنکای مرهمی بر شعله زخمینه شور شعله بر سرمای درونآی عشق آی عشقچهره ی سرخت پیدا نیست.غبار تیره تسکینی بر حضور ِ وهنو دنج ِ رهایی بر گریز ِ حضور،سیاهی بر آرامش آبیو سبزه ی بر [...]

    12. ZaRi

      بی انکه دیده ببیند،در باغاحساس‌می‌توان کرددر طرحِ پيچ‌پيچِ مخالف‌سرایِ بادياءسِ موقرانه‌یِ برگی کهبی‌شتاببرخاک می‌نشيند.بر شيشه‌هایِ پنجرهآشوبِ شبنم است.ره بر نگاه نيستتا با درون درآيی و در خويش بنگری.با آفتاب و آتشديگرگرمی و نور نيستتا هيمه‌خاکِ سرد بکاویدررويایِ [...]

    13. Saman Kashi

      می‌خواهم خوابِ اقاقیاها را بمیرمخیال‌گونهدر نسیمی کوتاهکه به تردید می‌گذردخواب اقاقیاها رابمیرممی‌خواهم نفس سنگین اطلسی‌ها را پرواز گیرمدر باغچه‌های تابستان،خیس و گرمبه نخستین ساعاتِ عصرنفس اطلسی‌ها راپرواز گیرمحتا اگرزنبقِ کبودِ کاردبر سینه‌امگـُل دهدمی‌خواهم خ [...]

    14. Farhad

      تجلي زبان شاملويي و به خدمت گيري ان نه فقط در يك فضاي اجتماعي-سياسي كه پيشتر هم در مرثيه هاي خاك و شكفتن در مه و ققنوس در باران به اشكالي از نظر زباني نزديك به اين دفتر ديده شده بود كه بيشتر تاكيد شاملو نه فقط بر روي وضعيت اجتماع كه بر اشخاص است.از اين رو اگر ققنوس در بارانش در حال [...]

    15. ZaRi

      بی‌آن که ديده بيند،در باغاحساس‌می‌توان کرددر طرحِ پيچ‌پيچِ مخالف‌سرایِ بادياءسِ موقرانه‌یِ برگی کهبی‌شتاببرخاک می‌نشيند.بر شيشه‌هایِ پنجرهآشوبِ شبنم است.ره بر نگاه نيستتا با درون درآيی و در خويش بنگری.با آفتاب و آتشديگرگرمی و نور نيستتا هيمه‌خاکِ سرد بکاویدررويایِ [...]

    16. Aria azizof

      هیچ جز خاموشی نتوان گفت گویی بزرگان بار دیگر زاده شدنند

    17. Orchideh

      سکوتِ آبمی‌تواند خشکی باشد و فریادِ عطش؛سکوتِ گندممی‌تواند گرسنگی باشد و غریوِ پیروزمندِ قحط؛همچنان که سکوتِ آفتاب ظلمات است ــاما سکوتِ آدمی فقدانِ جهان و خداست:غریو راتصویر کن!

    18. Saman Kashi

      این اشعار را در این مجموعه می‌شنویمشبانه: در نیست، راه نیستشبانه: اگر که بیهوده زیباست شبنشانهبرخاستندر میدانشبانه: مردی چنگ در آسمان افکندتابستانشبانه: کلید بزرگ نقرهشبانه: مرا تو بی‌سببی نیستیتعویذسرود ابراهیم در آتشغریبانهترانه‌ی کوچکواپسین تیر ترکش، آن‌چنان که می‌ [...]

    19. Messiah

      در میان شعله های عشق رنگ ناپیداستفرم پیدا نیست اماصورتی زیبا نهان ست به دور از رنگ و دور از فرم باید دید و دید و دیدبازی بی انتهای راز کیهان رادیگر سوی یک دیدار بی فرجام ناپیداسیراب باید کردچشم بسته دیده ی مست مشوش را

    20. طيبه تيموري

      مجالبی رحمانه اندک بود وواقعهسختنامنتظر.از بهارحظ ّ تماشائی نچشیدم،که قفسباغ را پژمرده می کند.***از آفتاب و نفسچنان بریده خواهم شدکه لب از بوسه نا سیراب.برهنهبگو برهنه به خاکم کنندسرا پا برهنهبدان گونه که عشق را نماز می بریم،-که بی شایبه حجابیبا خاکعاشقانهدر آمیختن می خواهم

    21. Marzieh

      به چرک می نشیند خندهبه نوار زخم بندی اش ار ببندیرهایش کنرهایش کن اگر چند قیلوله ی دیو آشفته می شود

    22. Sepideh

      در ميان شعله هاي عشق رنگ نا پيداستفرم پيدا نيست اما صورتي زيبا نهان است.

    23. Fatishaah

      همه لرزش ِدست و دلم از آن بودکه عشق پناهی گردد،پروازی نهگریزگاهی گردد.آی عشق آی عشقچهره ی آبی ات پیدا نیست.

    24. Tina

      در آوار ِ خونين ِ گرگ‌وميشديگرگونه مردی آنک،که خاک را سبز مي‌خواستو عشق را شايسته‌ی زيباترين ِ زنانکه اين‌اش به نظرهديّتي نه چنان کم‌بها بودکه خاک و سنگ را بشايد.

    25. Mariam

      در ی قفس را باز بگذارپرنده که عاشقت باشدروی شانه هایت مینشیند.

    26. Azarnoosh

      هیچ کسبا هیچ کسسخن نمی گوید که خاموشیبه هزار زباندر سخن استدر مرده گان خویش تظر می بندیمبا طرحِ خنده ییو نوبت خود را انتظار می کشیمبی هیچخنده یی!

    27. Javad

      اشعار وزن ندارن. اما آهنگ چرا. پر از واڗه های جدید ساخته شده توسط شانلو که خواننده فک میکنه این واژه ها کهن هستن. در حالی که نیستن.

    28. Amir Mojiry

      با این که یکی از معروف ترین شعرهای شاملو (مرا تو بی سببی نیستی) در این کتاب آمده است اما تا این لحظه، ضعیف ترین کتابی که از او خوانده ام همین است. بیش تر حجم کتاب، شعرهای سیاسی (به معنای مرتبط بودن با وقایع و مفاهیم سیاسی: اعدام، مبارزه، آزادی بیان و امثال این ها) است و بخشی هم شعره [...]

    Leave a Reply

    Your email address will not be published. Required fields are marked *